رد کردن لینک ها

مراحل ثبت شرکت

الزامات و مستندات مربوط به تأسیس انواع شرکت ها

این مورد درسته که قوانین و مقررات مربوط به ثبت تأسیس شرکت­های تجاری خیلی قدیمی شدن و نمیتونن به خوبی جوابگوی نیازهای جدید باشن، و این قابلیت رو هم که با امور تجاری امروزی منطبق بشن ندارن؛ ولی به هر حال طبق آخرین مکاتبه­هایی که از طرف ادارۀ کل ثبت شرکت­ها و مؤسسات غیرتجاری برای بهتر انجام شدن کارهای مربوط به ثبت شرکت­ها و مستقر کردن و استفادۀ از سامانۀ الکترونیکی ثبت شرکت­ها و مؤسسات غیرتجاری انجام شده، برای ثبت تأسیس همۀ شرکت­های تجاری مدارک زیر از افراد متقاضی خواسته میشه:

  • طبق قانون تجارت، ثبت شرکت به وسیلۀ یک تقاضانامه که در دو نسخه تنظیم شده باشه، انجام میشه؛
  • یعنی اولین چیزی که برای ثبت یک شرکت باید ارائه بشه تقاضانامه­ست، اما توی قانون در مورد اینکه این تقاضانامه چه شرایطی باید داشته باشه، یا محتوای اون چی باشه و یا چه اطلاعاتی باید توی اون نوشته شده باشه، و یا دربارۀ مسئولیت امضا و ارائۀ اون، چیزی گفته نشده،
  • به خاطر همین، با اینکه تقاضانامه یکی از اسناد مهم برای ثبت شرکت به حساب میاد، ولی در مورد اینکه آیا در زمان ثبت انواع شرکت­ها ارائۀ اون الزامیه یا خیر؛ مغایرت­هایی وجود داره،
  • چون طبق همین قانون، مسئول ثبت باید نسخۀ دوم تقاضانامه رو با ذکر تاریخ و نمرۀ ثبت، امضاء کنه و با مهر ادارۀ ثبت اونو مهر کنه، و بعد از این کار، نسخۀ دوم رو به عنوان سند ثبت شرکت به فرد متقاضی بده؛
  • پس طبق این قانون تقاضانامه میتونه به عنوان سند رسمی ثبت شرکت­ها در نظر گرفته بشه، ولی برای ثبت شرکت­ها در روش امروزی، این شیوه درنظر گرفته نشده.

طبق قانون تجارت :

در قانون، شرکتنامه در رابطه با ثبت شرکت­ها تعریف نشده. شرکتنامه­ در قانون ثبت از نظر آثاری که داره و از نظر شکل و ماهیت، با شرکتنامۀ موضوع عقد معین در قانون مدنی، فرق داره.

یک شرکتنامه کاربردهای مختلفی داره که با توجه به نوع شرکت مشخص میشه؛ مثلاٌ در شرکت­های سهامی عام، طبق نظام­نامۀ قانون تجارت، شرکتنامه جزء مدارک اصلی و اساسی برای ثبت بوده، ولی در قانون مؤخر (قانونی که بعداٌ اعمال شده) حذف شده و در قانون مصوب 1347 هم دیگه شرکتنامه برای شرکت­های سهامی عام پیش­بینی نشده، و اظهارنامه و اساسنامه جای اون رو گرفتن. شرکتنامه باعث میشه که ماهیت قراردادی شرکت­ها معلوم بشه، و درحال حاضر میتونه به عنوان یک قرارداد پیمان جمعی ازش استفاده بشه.

همونطور که گفته شد، توی شرکت­های سهامی عام، به جای شرکتنامه از اساسنامه به عنوان یک پیمان، یا قرارداد با چارچوب مشخص استفاده میشه.

برای تأسیس شرکت­های سهامی عام:افراد مؤسس شرکت باید خودشون حداقل بیست درصد از سرمایۀ شرکت رو تعهد کنن و حداقل سی و پنج درصد از مبلغی که تعهد کردن ــ سی و پنج درصد از حداقل بیست درصد سرمایۀ شرکت ــ رو در یک حساب توی یکی از بانک­ها، به اسم شرکتی که به زودی قراره تأسیس شه به عنوان سپرده قرار بدن، بعد از این کار اگر درخواست ثبت شرکت برای تهران باشه باید یک اظهارنامه رو، به همراه طرح اساسنامۀ شرکت و طرح اعلامیۀ پذیره نویسی سهام اون، که همۀ مؤسس­های شرکت هم اونهارو امضا کرده باشن، به ادارۀ کل ثبت شرکت­ها در تهران تحویل بدن، و اگر هم درخواست ثبت برای شهرستان­ها باشه، باید اظهارنامه و ضمیمه­های اون ــ طرح اساسنامه و طرح اعلامیۀ پذیره نویسی سهام ــ  رو که بوسیلۀ همۀ مؤسس­ها هم امضا شده، به ادارۀ ثبت اسناد و املاک محل تحویل بدن، و رسید بگیرن.

هروقت یه قسمتی از مبلغی که مؤسسین شرکت اونو تعهد کردن، غیرنقدی باشه، باید عین اون و یا مدارک مالکیت اون، توی همون بانکی که برای پرداخت مبالغ نقدی توش حساب باز شده، گذاشته بشه، و گواهی بانک به همراه اظهارنامه و بقیۀ ضمیمه­هایی که لازمه، به مرجع ثبت شرکت­ها داده بشه. طبق قانون تجارت، این اظهارنامه باید تاریخ داشته باشه و همۀ مؤسسین شرکت هم اونو امضا کرده باشن، علاوه بر این، موضوعات زیر هم حتماٌ باید توی اظهارنامه آورده بشه:

1ـ نام شرکت.

2ـ موضوع شرکت.

3ـ هویت کامل و اقامتگاه مؤسسین.

4ـ مبلغ سرمایۀ شرکت و تعیین مقدار نقدی و غیر نقدی اون به تفکیک و به صورت جدا از هم.

5ـ تعداد سهام با نام و بی نام و مبلغ اسمی اونها، اگر سهام ممتاز هم مورد نظر باشه، تعیین تعداد، امتیازات و خصوصیات این نوع از سهام.

6ـ میزان تعهد هر کدوم از مؤسسین، و مبلغی که پرداخت کردن، با تعیین شمارۀ حساب و نام اون بانکی که مبلغ­های پرداختی به اون واریز شده. اگر هم آورده غیرنقدی باشه، توصیف کامل اون و تعیین مشخصات و ارزش اون، به طوری که بشه از مقدار و کیفیت اون آوردۀ غیر نقدی اطلاع پیدا کرد.

7ـ مرکز اصلی شرکت.

8ـ مدت شرکت.

همونطور که میشه حدس زد اظهارنامه­ای که برای ثبت شرکت ارائه میشه بیشتر جنبۀ خود اظهاری داره و اعلامیه؛ یعنی یک سری اطلاعات بوسیلۀ متقاضی ثبت شرکت توی اون اعلام میشه، بنابراین دست کم باید اطلاعاتی که بالاتر گفته شد توی اظهارنامه­ای که برای ثبت شرکت ارائه میشه، آورده بشه.

اظهارنامه در حقوق ثبتی، به صورت عرفی به دو دستۀ اظهارنامۀ تأسیس و اظهارنامۀ افزایش سرمایه تقسیم میشه، که مطالبی که توی هر کدوم از اونها آورده میشه با اون یکی فرق میکنه.

در مورد ارائۀ اظهارنامه برای شرکت­های سهامی خاص، توی قانون تجارت تعارض و تضاد وجود داره، به این صورت که طبق مادۀ 20 قانون تجارت، در شرکت­های سهامی خاص اظهارنامه باید به امضای همۀ سهامداران شرکت برسه، این در حالیه که طبق مواد 76 تا 82 همین قانون، حد نصاب لازم برای تشکیل و تصمیم گیری­ها در این شرکت­ها میتونه تا یک سوم تعداد سهامداران هم کاهش پیدا کنه،

بنابراین شرکت­هایی که در اونها حدنصابی برای اکثریت اعضای حاضر در زمان تشکیل و تصمیم گیری­ها پیش بینی شده ــ که شرکت­های سهامی خاص هم جزو همین گروهن ــ به خاطر غیبت بعضی از سهامداران و حاضر نبودن همۀ اونها، نمی­تونن اظهارنامه­ای که به امضای همۀ سهامداران رسیده باشه رو ارائه کنن، و به همین دلیل برای ارائۀ اظهارنامه در زمان ثبت شرکت­ها به مشکل برمیخورن؛ که این مشکل باید توی قوانین جدید برطرف بشه.

.

در قانون تجارت اساسنامه تعریف نشده، ولی اینجوری به نظر میاد که اساسنامه از ترجمۀ کلمۀ غربی constitution به معنی قانون یا قانون اساسی به وجود اومده باشه. اساسنامه بیشتر ماهیت و نوع روابط و قراردادهای بین شریک­ها و سهامداران با همدیگه و همینطور با شرکت رو مشخص میکنه و روش و نحوۀ انجام تصمیم گیری­ها و مشارکت­های بین سهامداران و شرکا با هم و با شرکت رو توضیح میده.

.

در یک تعریف دربارۀ اساسنامه اینجوری توضیح داده شده که:

01

اساسنامه در اصطلاح قانونی، مجموعه­ای ازمقررات،­ دستورالعمل­ها، تصمیمات، تعهدات و موافقت­هاست که طبق قانون تجارت تنظیم میشه، و بعد از انجام تشریفات قانونی، و با آرای تعداد مشخصی از اعضا که در قانون تعیین شده، در مجمع عمومی تصویب میشه؛ بعد از تصویب اساسنامه، همۀ اعضا باید اون رو رعایت کنن.

02

اساسنامه، یک نظام­نامه است که بوسیلۀ اون مقررات داخلی بین شرکت و اعضا، حقوق سهامداران در برابر شرکت، تعهدات شرکت در برابر سهامداران و همینطور محدودۀ اختیارات مدیران و … مطابق قانون تعیین میشه. اصلاح اساسنامه هم به وسیلۀ مجمع عمومی و با رعایت قانون، قابل انجامه.

03

اساسنامه یک نوع تعهد قراردادی و مشارکتیه که بین شرکا و شرکت وجود داره، و امضا کردن اون و تصویبش به معنی تأیید قرارداد داخلی بین شرکاست.طبق قانون تجارت، اساسنامه باید تاریخ داشته باشه و مؤسسین شرکت اونو امضا کرده باشن. موارد زیر باید توی اساسنامه آورده بشه:

1ـ نام شرکت.

2ـ موضوع شرکت به صورت واضح و کامل.

3ـ مدت شرکت.

4ـ مرکز اصلی شرکت و محل شعبه­های اون؛ (اگر بخوان شعبه تأسیس کنن).

5ـ مبلغ سرمایۀ شرکت و تعیین مقدار نقدی و غیرنقدی اون به صورت تفکیک شده و جدا از هم.

6ـ تعداد سهام بی­نام و با نام و مبلغ اسمی اونها؛ اگر هم ایجاد سهام ممتاز مد نظرشون باشه، تعیین تعداد و خصوصیات و امتیازات سهام ممتاز.

7ـ تعیین مبلغ پرداخت شده برای هر سهم و روش مطالبۀ بقیۀ مبلغ اسمی هر سهم، و تعیین مدتی که این مطالبه باید ظرف اون انجام بشه، که در هر صورت از پنج سال بیشتر نمیشه.

8ـ نحوۀ انتقال سهام با نام.

9ـ نحوۀ تبدیل سهام با نام به سهام بی نام و برعکس.

10ـ اگر امکان صدور اوراق قرضه پیش بینی شده باشه، ذکر شرایط و ترتیب اون.

11ـ شرایط و ترتیب افزایش و کاهش سرمایۀ شرکت.

12ـ زمان­ و مواقع تشکیل مجمع­های عمومی و نحوۀ دعوت از اعضا برای تشکیل مجامع عمومی.

13ـ مقرراتی که در مورد حد نصاب لازم برای تشکیل مجامع عمومی و نحوۀ ادارۀ اونها وجود داره.

14ـ نحوۀ مشورت و اخذ رأی و اکثریت لازم برای معتبر محسوب شدن تصمیمات.

15ـ تعداد مدیران، نحوۀ انتخاب و مدت مأموریت اونها، و نحوۀ تعیین جانشین برای مدیرانی که فوت میکنن یا استعفا میدن و یا عزل یا محجور میشن، یعنی مدیرانی که یا برکنار شده باشن و یا از نظر قانونی از انجام بعضی از کارهای حقوقی منع شده باشن.

16ـ تعیین وظایف و محدودۀ اختیارات مدیران.

17ـ تعداد سهام تضمینی که مدیران باید به صندوق شرکت بسپارن.

18ـ تعیین اینکه شرکت یک بازرس خواهد داشت یا بیشتر، و نحوۀ انتخاب و مدت مأموریت بازرس­ها.

19ـ تعیین آغاز و پایان سال مالی شرکت و زمان تنظیم ترازنامه و حساب سود و زیان، و زمان ارائۀ اون به بازرسان و مجمع عمومی سالانه.

20ـ نحوۀ انحلال اختیاری شرکت و تصفیۀ امور اون.

21ـ نحوۀ تغییر اساسنامه.

  • در حقوق ایران برای همۀ شرکت­ها به وجود اساسنامه نیازی نیست، مثلاٌ برای ثبت شرکت­هایی از نوع مسئولیت محدود، تضامنی، نسبی و مختلط غیرسهامی، اجباری برای داشتن اساسنامه برای ایجاد و ثبت شخصیت حقوقی وجود نداره، توی قانون تجارت هم این موضوع با عبارت (اگر اساسنامه باشد) آورده شده،
  • که نشون میده الزام و اجباری برای وجود اساسنامه وجود نداره؛ ولی امروزه در روند اداری کارهای ثبتی در مراجع ثبت شرکت­ها، ارائۀ اساسنامه برای ثبت انواع شرکت­ها الزامی و اجباریه، که همونطوظ که گفته شد این اجبار توی قانون وجود نداره، و طبق قانون­های امروزی باید این مسئله اصلاح بشه؛
  • بنابراین اگه قانون تجارت و یا قانون ثبت شرکت­ها اصلاح بشه، مدارکی که برای ثبت انواع شرکت­های تجاری مورد نیاز خواهد بود، یکسان و مثل هم میشه، البته توی حقوق تطبیقی، مثل حقوق کشور آلمان هم برای بعضی از انواع شرکت­ها، مثل شرکت­های تک نفره، اساسنامه در نظر گرفته نشده.
  • اگر شرکت­های تجاری یک اساسنامۀ به روز و مفید و کارآمد نداسته باشن، برای ادامۀ حیات و فعالیتشون به مشکل بر میخورن. ادارۀ امور و فعالیت­های شرکت­های تجاری با رعایت قانون و طبق اساسنامه انجام میشه، بنابراین اگه صورتجلسه­های شرکت توی هر موردی با اساسنامۀ اون شرکت مغایرت و تضاد داشته باشن،باعث میشه تا اون صورتجلسات رد بشن. توی شرکت­های تجاری پیچیدگی­هایی که برای تشکیل مجمع­های عمومی وجود داره هم به نوع اساسنامۀ شرکت برمیگرده.
  • در شرایط فعلی کشور حتماٌ اساسنامۀ شرکت­ها باید بازنگری و بازمهندسی بشه و توی اونها تجدید نظر بشه، این کار باعث میشه تا تشریفات مجامع عمومی، و به دنبال اون فرآیند ثبت، آسون­تر بشه؛ این کار باید از طرف مراجعی که صلاحیت دارن، مثل اتاق بازرگانی و اتاق اصناف و دستگاه­های مسئول دیگه، پیگیری بشه.
  • راه کارهای مناسبی هم برای اینکار وجود داره مثل ارتقای دانش عمومی و یا برگزاری نشست­های تخصصی دربارۀ نقش اساسنامه در ادامۀ حیات و فعالیت شرکت­ها، که شاید تا حالا زیاد بهشون توجه نشده باشه و دربارۀ اونها خیلی مطالعه نشده باشه، حتی بعضی وقت­ها هم دیده شده که برگزارکنندۀ مجامع توانایی ارائۀ اطلاعات اساسنامه و شرایط اعتبار رو نداشته.

شرکت های تجاری برای تشکیل شرکت:

  1. شرکت­ های تجاری برای تشکیل شرکت و برای اینکه بتونن از لحاظ مالی اونو تأمین کنن، باید سرمایه داشته باشن. هر کدوم از شریک­ها برای اینکه توی شرکت شریک باشن باید یه دارایی رو به عنوان سرمایه وارد شرکت بکنن؛
  2. حالا چه این سرمایه ه­ای که میارن وجه نقدی باشه، یا یک دارایی غیرنقدی، فرقی نمیکنه. آورده ­های شرکاء به محض اینکه شرکت ثبت شه و شخصیت حقوقی ایجاد بشه، از دارایی­ های شخصی اون ها جدا میشه و به عنوان دارایی شرکت به حساب میاد. هدف شرکاء از شریک شدن توی شرکت­ های تجاری، به دست آوردن سود و تقسیم اون بین اعضای شرکته.
  3.  اون دارایی که از آورده­ های شرکاء توی شرکت جمع میشه، سرمایۀ شرکته و شرکت مالک اونه؛ هم این سرمایه، و هم هر دارایی دیگه­ای که تا زمانی که شرکت فعال و زنده ست، به اون اضافه میشه، جزو دارایی ­های شرکت، و متعلق به اونه؛ یعنی هیچ کدوم از شریک­ ها، حق و سهمی توی اون اموالی که به عنوان سرمایۀ شرکت محسوب میشه ندارن.
  4. حق شرکاء توی یک شرکت تجاری، در واقع یک نوع حق دینیه، حتی اگه آوردۀ اون ها مال غیرمنقول باشه، یعنی نشه اونو از جایی به جای دیگه انتقال داد، مثل زمین، معدن و … .
  5. شرایط و حکم­های مختلفی برای دارایی­ ها و سرمایۀ انواع مختلف شرکت­ های تجاری وجود داره.
  • در شرکت­های سهامی، سرمایۀ شرکت به سهام تقسیم شده، و صاحبان سهام فقط به اندازۀ مبلغ اسمی سهامشون مسئولیت دارن. در زمان تشکیل یک شرکت سهامی عام، سرمایۀ اون نباید کمتر از پنج میلیون ريال باشه، شرکت­های سهامی خاص هم سرمایه­شون در زمان تأسیس، نباید کمتر از یک میلیون ريال باشه.
  • توی یک شرکت با مسئولیت محدود، سرمایۀ شرکت به سهام تقسیم نمیشه، بنابراین در شرکت­های با مسئولیت محدود هر کدوم از شرکاء فقط به اندازۀ سرمایه­ای که به شرکت آورده، در مقابل قروض و تعهدات شرکت مسئوله.
  • در شرکت­های تضامنی اگر دارایی و سرمایۀ شرکت برای پرداخت قرض­های اون کافی نباشه، هر کدوم از شرکاء مسئولیت دارن که تمام قرض­های شرکت رو پرداخت کنن.
  • توی شرکت­های مختلط غیرسهامی، اون شریکی که ضامنه، مسئول پرداخت همۀ اون قرض­هاییه که ممکنه به وجود بیاد و ممکنه مقدارشون بیشتر از دارایی­های شرکت باشه، یعنی اگه دارایی­های شرکت برای پرداخت قرض­هاش کافی نباشه، شریک ضامن مسئول پرداخت مابقی قروضه، ولی شریک با مسئولیت محدود در این نوع شرکت­ها، فقط به اندازۀ سرمایه­ای که به شرکت آورده و یا باید بیاره، مسئولیت داره.
  • توی شرکت­های مختلط سهامی شرکاء دو نوعن، یا شریک سهامین و یا شرک ضامنن. شرکای سهامی اون شریک­هایی هستن که سرمایۀ اونها به صورت سهام، یا همون قطعات با قیمت مساوی، تقسیم شده، مسئولیت این شرکاء به اندازۀ همون سرمایه­ای هست که به صورت سهام توی شرکت دارن. شریک ضامن شریکیه که سرمایۀ اون به صورت سهام درنیومده، شریک ضامن مسئول همۀ قرض­هاییه که ممکنه علاوه بر دارایی­های شرکت به وجود بیاد، ، یعنی اگه دارایی­های شرکت برای پرداخت قرض­هاش کافی نباشه، شریک ضامن مسئول پرداخت مابقی قروضه، اگه در شرکت­های سهامی مختلط تعداد شریک­های ضامن بیشتر از یک نفر باشه، اونوقت مسئولیت اونها در مقابل طلبکارهای شرکت، مثل مسئولیت شرکاء در شرکت­های تضامنیه؛ یعنی اگه اگه دارایی­های شرکت برای پرداخت قرض­هاش کافی نباشه، هر کدوم از شرکای ضامن مسئول پرداخت همۀ قرض­های شرکته.

بنابراین ارزیابی و برآورد سرمایه و مقدار اون در زمان ثبت شرکت خیلی مهمه، چون هم مقدار مسئولیت هر کدوم از شریک­ها رومشخص میکنه، و هم روابطی که بین شرکاء در مورد مسائل مختلف، مثل سود و زیان و روش رأی گیری و …، وجود داره رو تعیین میکنه.

آورده­هایی که هر کدوم از شرکا به شرکت میارن رو میشه به دو دسته تقسیم کرد؛ دستۀ اول آورده­های نقدی هستن، و دستۀ دوم آورده­های غیرنقدین.

01

ــ آوردۀ نقدی:

توی شرکت­های تجاری اون شریکی که تعهد میکنه که وجهی رو به صورت نقدی به شرکت بیاره، باید توی زمان تعیین شده به تعهدش عمل کنه، اگه اینکارو نکنه مثل این میمونه که دین خودشو پرداخت نکرده، و اگه اینجور شرایطی پیش بیاد، طبق قواعد عام، اون شریکی که تعهدشو انجام نداده، به پرداخت اصل و فرع دین خودش محکوم میشه.

02

آوردۀ غیرنقدی:

در شرکت­های تجاری آوردۀ غیر نقدی ممکنه به صورت مال مادی و یا مال غیرمادی و یا صنعت (یعنی همون فعالیت، کار و هنر) باشه.

03

ــ مال مادی:

مال مادی اون مالیه که بشه اونو لمسش کرد، مال مادی ممکنه منقول باشه مثل میز و صندلی، و یا ممکنه غیر منقول باشه مثل زمین و خونه؛ که در هر صورت مال مادی باید در زمان ورودش به شرکت ارزیابی و برآورد بشه.

04

مال غیرمادی:

مال غیرمادی یعنی مالی که قابل لمس نیست و وجود مادی نداره، ولی جامعه به اون اعتبار داده و قانون هم اون رو به رسمیت شناخته،

مثل حق اختراع، حق تألیف، حق تصنیف و یا بطور کلی­تر هر نوع حق مالی که ارزش مبادله­ای داشته باشه، مثل حق ارتفاق، ( یعنی حق یک شخص توی ملک کس دیگه­ای برای کمال استفاده از ملک خودش، مثلاٌ حق کسی که برای رفتن به ملک خودش و یا آبیاری میتونه از ملک کس دیگه­ای عبور کنه) و یا حق انتفاع (مثل حق استفاده از ملکی که شخصی در اختیار کسی قرار میده بدون اینکه مالکیتشو به اون انتقال بده و یا حق استفاده از مالی که مالکی نداره).

اموال غیر مادی هم باید مثل اموال مادی ارزیابی بشن، درسته که ارزیابی این نوع از مال سخت­تره، ولی باز هم کارشناس­های هر رشته میتونن برای اونها ارزش پولی تعیین کنن.

05

صنعت:

یک شریک میتونه تعهد کنه که صنعت، یعنی همون دانش، فعالیت و یا هنر خودش رو به عنوان آورده به شرکت بیاره.

این صنعت باید به عنوان دارایی و آوردۀ شریک به شرکت وارد بشه، نه به عنوان کاری که کارگر و یا کارمند برای انجام دادن اون مزد میگیره.

توی  کشور فرانسه، در شرکت­های سهامی و شرکت­های با مسئولیت محدود نمیشه صنعت رو به عنوان آورده و یا سرمایه به شرکت آورد، چون کسایی که از این شرکت­ها طلبکارن، حق اینو ندارن که برای وصول طلبشون به دارایی­های شرکا مراجعه کنن، و تنها تضمینی که برای پرداخت طلب اونها وجود داره سرمایۀ شرکته، که باید از اموال مادی و غیرمادی به وجود اومده باشه،

و به همین دلیل توی این نوع شرکت­ها نمیشه به صنعت یک شریک به عنوان قسمتی از سرمایۀ شرکت نگاه کرد، چون امکان وصول نداره؛ ولی توی حقوق ایران این ممنوعیت وجود نداره، و بنابراین در همۀ شرکت­های تجاری، که شامل شرکت­های با مسئولیت محدود و شرکت­های سهامی هم میشه،

صنعت یک یا چند شریک میتونه به عنوان آوردۀ اونها به شرکت به حساب بیاد. این نکته خیلی مهمه که صنعتی که به عنوان آورده به شرکت وارد میشه، مشروع باشه، به همین خاطر اگه کسی نفوذ سیاسی داشته باشه، و شرکت این نفوذ سیاسی رو به عنوان آورده از اون قبول کنه، شرکت باطل میشه.

  • پس با توجه به موارد بالا، آوردۀ شرکا به شرکت ممکنه به صورت آوردۀ نقدی و یا غیرنقدی باشه، مثل اموال منقول و غیرمنقول، حق اختراع، اسم تجاری، برند، علائم تجاری و طرح صنعتی، تکنولوژی منحصر به فرد، حق انتفاع، سرقفلی، کسب و پیشه و منافع عین مستأجره (به چیزی که اجاره داده میشه و مورد اجاره­ست عین مستأجره میگن) و موارد دیگۀ مثل اینها، که همۀ این سرمایه­های غیرنقدی باید ارزیابی بشن و ارزش مالی اونها مشخص بشه،
  • این ارزیابی بعضی وقت­ها به وسیلۀ کارشناس رسمی دادگستری و بضی وقت­ها هم بوسیلۀ ساز و کارهای اجرایی که توی سازمان بورس برای بازار ایده و مالکیت معنوی وجود داره انجام میشه، توی بعضی از شرکت­ها هم خود شرکا این ارزیابی رو انجام میدن.
  • در مورد اینکه آیا میشه بعضی از اموال، مثل حق دینی و طلب شرکا و آوردۀ اعتباری، آوردۀ مهارت فنی، صنعتی، پزشکی، مهندسی و آوردۀ خارج از سرمایه رو ارزیابی مالی کرد یا خیر، یک نظر واحد وجود نداره.
  • حداقل سرمایه برای شرکت­های سهامی خاص، یک میلیون ریال و برای شرکت­های سهامی عام پنج میلیون ریاله، ولی توی قانون برای بقیۀ شرکت­های تجاری حداقلی برای سرمایه وجود نداره.
  • یکی از سؤالایی که توی شرکت­های تجاری به وجود میاد اینه که آیا میشه شریک­هایی که خارجین و ایرانی نیستن، سرمایۀ شرکت رو تأمین کنن یا نه؟ با توجه به قانون تشویق سرمایه گذاری خارجی و با توجه به اینکه هیچ منع قانونی برای اینکار وجود نداره، سازمان سرمایه گذاری خارجی این موضوع رو پیگیری کرده و آخرش نتیجه­ای که به همۀ دستگاه­ها ابلاغ شده این بوده که شرکت­های ایرانی میتونن حتی تا صد در صد از سرمایۀ خودشون رو به وسیلۀ سرمایه گذارهای خارجی تأمین و به صورت سهم الشرکه ارزیابی کنن، و دربارۀ این مسئله هیچ محدودیتی وجود نداره.
  • طبق پیشنویس لایحۀ جدید قانون تجارت، سرمایۀ شرکت­های سهامی عام در زمان تشکیلشون نباید از پنج میلیارد ریال کمتر باشه، سرمایۀ شرکت­های سهامی خاص هم در زمان تشکیل، نباید کمتر از پانصد میلیون ريال باشه.
بازگشت به بالای صفحه