برای دیدن فرهنگ لغت معین و همچنین معانی کلمات و اسم ها، میتوانید از فرم جستجو و یا لیست اسامی استفاده نمایید.
همچنین برای آشنایی با قوانین نام شرکت و انتخابی بهتر ، به صفحه انتخاب اسم شرکت مراجعه نمایید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,097)
کوکنار
(کُ) (اِمر.) غوزه خشخاش که از آن تریاک گیرند.
کوکو
(اِ.) غذایی که از سرخ کردن سبزیها، سیب زمینی با تخم مرغ تهیه میشود.
کوکو
(اِ.) فاخته، آواز و صدای فاخته.
کوکوز
(اِ.) نوعی از پارچه ابریشمین زر - دوزی.
کوکی
(ص.) دارای کوک به عنوان وسیله تنظیم مثل ماشین، ساعت، عروسک و...
کوی
(اِ.)
۱- محله، برزن.
۲- مجموعهای از ساختمانهای مسکونی واقع در یک نقطه معین: کوی دانشگاه.
۳- راه فراخ و گشاد، گذر.
کویر
(کَ) (اِ.)
۱- زمین وسیع و شوره زار.
۲- شیر ژیان.
کویز
(کَ) (اِ.)
۱- کنج و گوشه خانه.
۲- پیمانه.
کویستن
(کَ وِ تَ) (مص م.) کوفتن، کوفتن غله یا چیز دیگر.
کویسته
(کَ وِ تَ یا تِ) (ص مف.) غله کوفته شده.
کویش
(کَ) (اِ.) = کویشه. گویس. گویش. گویشه: ظرف دوغ و ماست.
کویله
(کَ) (اِ.) موی میان سر، کاکل.
کپ
(کَ) (اِ.) بیرون و اندرون دهان.
کپ آمدن
(کَ مَ دَ) (مص ل.) (عا.) حال مرغی است که میخواهد بچه بگذارد.
کپان
(کَ) [ معر. ] (اِ.) نک قپان.
کپر
(کَ پَ) (اِ.) آلونگ، خانهای که از نی و حصیر ساخته باشند.
کپره
(کَ پَ رِ) (اِ.) (عا.) = کبره: چرکی که روی اشیاء بندد.
کپسول
(کَ) [ فر. ] (اِ.)
۱- غشا یا پوشش یا ساختار دیگری که بافت یا اندامی را دربر - میگیرد.
۲- پوشش لعاب مانندی معمولاً از جنس پلی ساکارید که لایهای محافظ به دور برخی باکتریها میسازد، پوشینه. (فره).
۳- دارویی که دارای ...
کپل
(کَ پَ) (اِ.) (عا.) کفل، سرین.
کپنک
(کِ یا کَ پَ نَ) (اِ.) جامه پشمینهای که درویشان در زمستان پوشند.