برای دیدن فرهنگ لغت معین و همچنین معانی کلمات و اسم ها، میتوانید از فرم جستجو و یا لیست اسامی استفاده نمایید.
همچنین برای آشنایی با قوانین نام شرکت و انتخابی بهتر ، به صفحه انتخاب اسم شرکت مراجعه نمایید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,097)
گلدان
(~.) (اِ.)
۱- ظرفی دهان گشاد برای کاشتن و عمل آوردن گل.
۲- چنین ظرفی با گلهای داخل آن.
۳- ظرفی برای گذاشتن شاخههای گل در آن.
گلدسته
(~. دَ تِ) (اِمر.)
۱- دستهای گل.
۲- مناره، مناره مساجد و معابد.
گلدوزی
(~.) (حامص.) دوختن گل روی پارچههای رنگین.
گلر
(گُ لِ) [ انگ. ] (اِ.) دروازه بان در بازیهایی ک ه دارای دروازهاست.
گلرنگ
(گُ. رَ) (ص مر.) به رنگ گل، سرخ رنگ.
گلریز
(~.)
۱- (ص فا.) گل افشان.
۲- (اِ.) پارچهای که در آن گلهای سرخ بافته باشند.
۳- نام آهنگی است در دستگاه شور در موسیقی.
گلزار
(~.) (اِمر.)
۱- نام لحنی در موسیقی.
۲- جای گل بسیار.
گلسازی
(~.) (اِ.) هنر یا فن ساختن گل از پارچه، پلاستیک، کاغذ یا مواد دیگر.
گلست
(گَ لَ) (ص.) سیاه مست.
گلستان
(گُ لِ) (اِ.) باغ گل، باغی که در آن گل -های گوناگون پرورش میدهند، گلشن.
گلسنگ
(گُ. سَ) (اِمر.) گیاهی است که از اجتماع قارچ و جلبک بر روی سنگها بوجود میآید.
گلشن
(~. شَ) (اِمر.) گلزار، گلستان.
گلشکر
(~. ش کَ یا کَّ) (اِمر.) معجونی از برگ گل سرخ و شکر یا قند که برای تقویت معده به کار میبردند.
گلعذار
(~. عِ) [ فا - ع. ] (ص مر.) زیباروی، خوش سیما.
گلغر
(گِ غَ) (ص شغل.) = گل گر: بنا، گل کار.
گلغر
(گُ غَ) (اِمر.) کُرک، پشم نرم.
گلغنده
(گُ غَ دِ) (اِمر.) پنبه زده شده و گلوله کرده.
گلف
(گُ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی بازی شبیه به چوگان که در آن با چوبی سرکج به توپ ضربه میزنند تا وارد چالهای بشود که در زمین تعبیه شدهاست.
گلفام
(گُ) (ص مر.) گلگون، گلرنگ.
گلنار
(~.) (اِمر.)
۱- گل انار.
۲- هر گل سرخ صد برگ.