برای دیدن فرهنگ لغت معین و همچنین معانی کلمات و اسم ها، میتوانید از فرم جستجو و یا لیست اسامی استفاده نمایید.
همچنین برای آشنایی با قوانین نام شرکت و انتخابی بهتر ، به صفحه انتخاب اسم شرکت مراجعه نمایید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,097)
گلناری
(~.)
۱- (ص.) هرآنچه به رنگ گلنار بود.
۲- (اِمر.) نوعی یاقوت ک ه رنگش مانند گل انار میباشد.
گلنگدن
(گَ لَ گَ دَ) [ تر. ] (اِمر.) شیئی فلزی در تفنگ و تیربارها که متصل به محفظه فشنگ است و با حرکت دادن و پیچانیدن آن فشنگ به محفظه وارد و یا پوکه فشنگ از محفظه انتهای آن خارج ...
گله
(~.) (اِ.) دانه انگور که از خوشه جدا شده باشد.
گله
(گِ لِ یا لَ) [ په. ] (اِ.) شکایت، شکوه، اظهار دلتنگی و عدم رضایت.
گله
(گُ لِ یا لَ) (اِ.) زلف پیچیده و مجعد زنان چون موی زنگی.
گله
(~.) پارچهای که بر سقف خانهها مانند سایبان بندند؛ آسمانگیر.
گله
(~.) (اِ.) (عا.) گوشه.
گله
(~.) (اِ.) توده (هرچیز).
گله
(گَ لَّ یا لُِ) (اِ.) رمه، رمه گاو و گوسفند.
گله
(~.) (اِ.) راهی که در میان دو کوه واقع شده باشد.
گله به گله
(گُ لِ. بِ. گُ لِ) (ق.) (عا.) جابه جا، همه جا.
گله دار
(گَ لَّ یا لُِ) (ص فا.) دارنده گله (گاو و گوسفند و غیره)، آن که گله را نگهبانی کند و پرورش دهد.
گله مند
(~. مَ) (ص.) دارای گله و شکایت، دارای آمادگی برای گله کردن.
گله گزاری
(گِ لِ. گُ) (حامص.) شکایت کردن، شکوه کردن.
گلو
(گِ یا گَ) (اِ.)
۱- قسمت جلوی گردن، مجرای غذا و هوا در درون گردن، حلق.
۲- لوله یا مجرای باریکی که یک مخزن را به دهانه پیوند میدهد (فنی). ؛ ~پیش چیزی (کسی) گیر کردن (کن.) سخت خواهان ...
گلو تر کردن
(~. تَ. کَ دَ)(مص ل.)نوشیدن.
گلو پاره کردن
(~. رِ. کَ دَ) (مص ل.) فریاد زدن.
گلوبند
(~. بَ) (اِمر.)
۱- گردن بند، سینه - ریز.
۲- دستمال گردن.
گلوله
(گُ لِ) (اِ.)
۱- هرچیز گرد و گلوله مانند.
۲- فشنگ، جسمی ساخته شده از سرب که برای تیراندازی در سلاحهای گرم به کار میرود.
گلوند
(گَ وَ) (اِمر.)
۱- گلوبند.
۲- هر چیز که به طریق تحفه و هدیه به کسی فرستند، مرسله.
۳- گلوبند مانندی از گردو و انجیر که آن را به هدیه فرستند.